ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

59

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

نيست و بسيار عضله است كى ورا وتر نيست و اين آن عضلها بوذ كى كوشتها را « 1 » جنبانذ نه بيوندها را يا دهانهء مثانه را سخت دارذ يا سولاخ مقعد را يا لبها را يا كوشت رخ را جنبانذ و هر عضله‌اى را شكلى بوذ موافق « 2 » اان جاى كى ورا مىجنبانذ و منفعت « 2 » عضله ، جنبانيدن است و آوردن حركت ارادى « 3 » بفرمان خداى جل جلاله « 3 » و هر اندامى كى ورا حركات مختلف است ببرابر « 4 » آن حركات عضلات آمذست و هر اندامى را جهار « 5 » حركت بوذ يكى برسو و ديكر فروسو « 6 » سديكر از راست « 7 » و جهارم از چپ آن اندام ، ببرابر « 4 » هر حركتى عضله‌اى واجب كند يا عضلها بسيار تا از هر كدام جهت حركت كند آن عضله كى برابر وى [ بوذ ] « 8 » حركت بجاى « 9 » مانذ مثلا اكر عضله بازو مر ساعد را بكشد بسوى خويشتن دست دوتاه كردد و آن عضله كى برابر وى است هم بر بازو از سوى زير حركت [ خويش ] « 8 » بجاى مانذ و باز جن دست راست خواهذ كشتن آن عضله كى بر بازوست سوى زير خويش « 10 » بكشد اين عضله كى بر بيش « 11 » بازوست حركت خويش بجاى مانذ تا دست راست كردذ و جن هر دو عضله بيك جاى خويشتن بكشد دست سخت كردذ و راست ( f . 51 ) بايستذ [ جنان جن ] « 12 » بوقت كمان كشيدن بوذ . اكنون بحركات ارادى ببايذ نكريذن كجند كونه حركت است و برابر هر حركتى عضلها واجب كنذ . اكنون ببايذ نكرستن « 13 » كه سر را جند كونه حركتست يكى سوى

--> ( 1 ) - ف : « را » ندارد ( 2 - 2 ) - ف : آنجا كى ورا مىجنبانذ منفعت . ( 3 - 3 ) - ف : ندارد ( 4 ) - ف : برابر ( 5 ) - ف : جهار كونه ( 6 ) - ف : و ( 7 ) - ف : افزوده . آن اندام . ( 8 ) - از « ف » و « ب ه » افزوده شد . ( 9 ) - ب ه : خويش ( 10 ) - ف : خويشتن ( 11 ) - ف : « بيش » ندارد ( 12 ) - از « ف » افزوده شد . « ب ه » و « م » : جنانك ( 13 ) - ف : نكريدن